عطا ملك جوينى
883
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
خصمان رسيدند » از قيد طالقان واضح است كه برعكس اينجا مراد شهرك طالقان بوده است نه شهرك الموت . مقصود اينست كه در موارد خوف التباس اين دو شهرك را كه به كلّى نزديك يكديگراند يكى را به قيد رودبار يا الموت و ديگرى را به قيد طالقان از يكديگر تميز مىدادهاند ؛ وانگهى سياق عبارت و اقتضاى مقام كه صحبت از قلاع الموت است و مؤلّف گويد كه هولاكو پس از فتح ميموندز از آنجا به طرف قلعهء الموت حركت كرد و در اثناء راه از شهرك رودبار بگذشت صريح است كه مراد از شهرك رودبار در اينجا نقطهاى بوده است از نقاط درهء الموت و اصلا و ابدا ربطى با شهرك طالقان كه به كلّى خارج از خطّ سير هولاكو بوده نمىتواند داشته باشد . ( 81 - ) - ص 777 س 3 ، كتابخانه : مقصود كتابخانهء قلعهء الموت است نه كتابخانهء قلعهء لمّسر چنان كه در وهلهء اوّل از ظاهر عبارت ممكن است توهّم رود ؛ چه قلعهء لمّسر در آن تاريخ يعنى در ذىالقعده يا ذىالحجّهء 654 كه صحبت از آنست هنوز فتح نشده بود « 1 » و پس از يك سال ديگر فتح شد « 2 » . و امّا اينكه مؤلّف در ابتداى اين جمله گويد « و به وقتى كه در پاى لمّسر بودم بر هوس مطالعهء كتابخانه كه صيت آن در اقطار شايع بود عرضه داشتم الخ » بدان مناسبت است كه قلعهء الموت ابتدا از تسليم شدن امتناع نمود و هولاكو شاهزاده بلغاى را به محاصرهء آن بگذارد و خود به محاصرهء لمّسر رفت و در اثناء محاصرهء لمّسر بود كه الموت از در صلح درآمده تسليم گرديد و مغولان به غارت مشغول شدند و در اين موقع بود كه جوينى از ترس اينكه مبادا كتابخانهء مشهور آن قلعه به كلّى تلف و عرضهء نهب و غارت گردد از هولاكو اجازه خواسته به معاينهء كتابخانه رفت و باقى حكايت مشهور است . ( 82 - ) - ص 777 س 12 ، « ملوك ديلم را كه ارجستان گفتندى » : در حاشيهء ذيل صفحات گفتيم كه تقريبا به نحو قطع و يقين كلمهء « ارجستان » با ساير نسخهبدلهاى آن كه در جميع نسخه همه فاسد و محرّف است از قبيل ارچستان ، ارحستان ، ارحسيان ، ارحسفان ، احسان ، گرجستان . همه بدون شبهه تصحيف « آل جستان » يا « جستان » بايد باشد . و آل جستان « 3 »
--> ( 1 ) - رجوع شود به سابق ص 779 . ( 2 ) - جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 212 . ( 3 ) - احمد منينى شارح تاريخ يمينى در ج 2 ص 7 از كتاب مزبور بدون شك به نقل از شرّاح قديم يمينى مانند صدر الأفاضل و نجاتى و كرمانى و غيرهم كه اقوال ايشان قطعا مؤسّس براساس صحيحى بوده است اين كلمه را جستان به فتح جيم و سكون سين مهمله و تاء مثنّاة فوقيّه و نون ضبط كرده و گويد از اعلام ديالمه است ، و در فرهنگ انجمنآرا نيز اين كلمه به همين نحو جستان به فتح جيم بر وزن دستان ضبط شده است ، ولى در تاريخ طبرى طبع ليدن اين كلمه در اغلب موارد به ضبط قلم ندانستم از روى چه